على محمدى خراسانى
4
شرح كفاية الأصول (فارسى)
ممكن است . از نوع تناقض هم نيست زيرا ضرر نقص مطلق و عدم نفع بدون قيد و شرط نيست بلكه عدم نفع است در جايى كه شأنيّت و صلاحيّت وجود اين نفع را دارد . فى المثل كسى كه جا داشت داراى فلان منفعت و فايده و كمال باشد . اگر فاقد بود مىگوييم كه ضرر كرده و گرنه محلى كه قابليّت فلان نفع را ندارد كه نمىگويند ضرر كرده مثل علم و جهل كه جهل عدم علم است در جايى كه از شأنش اين بود كه عالم باشد و هكذا علمى و بصر و . . . پس با معناى كلمه ضرر آشنا شديم و دانستيم كه مقابلهاش با منفعت از نوع تقابل ملكه و عدم ملكه است . و امّا كلمه ضرار : اين كلمه ظاهرا يكى از سه مصدر باب مفاعله است : ضارر ، يضارر ، مضاررة و ضرارا و ضيرارا . و در معناى آن سه احتمال مىدهند كه به ترتيب از آخر به اوّل ذكر مىكنيم و ترتيب كفايه را معكوس مىكنيم . 1 - ضرار به معناى جزاء بر ضرر باشد ، يعنى ابتدا شخصى به شما ضرر زده و بعدا شما آن ضرر را تلافى مىكنيد و در جاى ديگر به او ضرر مىزنيد و از اين تعبير به ضرار مىشود . مرحوم آخوند اين معنا را نمىپذيرند و مىفرمايند كه مصدر باب مفاعله براى اين معنى نيامده و چنين معنايى غير متعارف است و لذا نمىتوان ضرار را به اين معنا دانست . 2 - ضرار مصدر باب مفاعله است و معناى اصلى و اوّلى باب مفاعله عبارتست از فعل الاثنين . يعنى ميان دو نفر انجام مىگيرد كه هركدام به ديگرى همان مىكند كه ديگرى با او مىكند . مثل مضاربه يعنى زدن طرفينى كه در حقيقت هر دو هم مىزنند و هم مىخورند لذا مىگوييم زدوخورد كردند . ضرار هم به معناى ضرر زدن دو كس به يكديگر است كه همزمان هر دو به هم ضرر مالى يا جانى . . . وارد كنند . مرحوم آخوند به اين معنا هم اشكالاتى دارند كه با مجموع اشكالات مرحوم مشكينى در حاشيه به اين نحو بيان مىكنيم . اوّلا از كجا معلوم كه ضرار مصدر باب مفاعله باشد ، شايد مصدر باب ثلاثى مجرّد و بر وزن كتاب باشد . ضرّ يضرّ ضرّا و ضرارا . ثانيا برفرض كه مصدر مفاعله باشد ، خيلى جاها مفاعله به معناى ثلاثى مجرّد به كار